|
سلام. حالا دیگه باید مجبور شم اینطوری رمز عبور وب رو بگیرم؟؟ اگه پسورد وب رو عوض کردم واسه این بود که نمی خواستم پاکش کنی و دیگه هیچ وقت تا جایی که بتونم این وب رو آپ نمی کنم... می خوام همینطوری که هست بمونه می دونم می خواستی پسورد وب رو عوض کنی تا زودتر همدیگرو فراموش کنیم با پاک نکردن این وب هم می تونی منو فراموش کنی پس نیازی به پاک کردن وب نیست... شرمنده... مواظب خودت باش - موفق باشی - خدانگهدار
**سلام... اگه پس وبو عوض کرده بودم واسه این بود که یه وقت پاکش نکنی الان هم پس وب رو تغییر می دم به همون اسم قبلی می تونی اگه خواستی اگه خواستی بهش سر بزنی اگرم نخواستی فقط وب رو پاک نکن... در ضمن شاید نمی خواستی که این دوتا نظر رو تو وب بذارم ولی من دلم خواست که بذارم اگه ناراحت شدی فقط می تونم بگم شرمنده. **سلام ساغرم خوبی نمی دونم الان باید بهت چی بگم چرا نام کاربری وبلاگو عوض کردی ساغر ازت انتظار نداشتم این کارو کنی باشه من که حاضرم جونمو بهت بدم این وبلاگه منم ماله تو من از این به بعد مطالبمو تو قسمت نظرات وبلاگ می نویسم
نخستین سلامی که بر جان ما شعله افروخت. نخستین کلامی که دلهای ما را به بوی خوش آشنایی سپرد و به مهمانی عشق برد... پر از مهر بودی؛ پر از نور بودم؛ پر از شوق بودی؛ پر از شور بودم... چه خوش لحظه هایی که هم را شنیدیم. چه خوش لحظه هایی که در هم وزیدیم. من و تو چه دنیای پهناوری آفریدیم. من و تو ندانسته, دانسته، رفتیم ، رفتیم و رفتیم... تو گفتی که به سر منزل آرزوها رسیدیم ار آن روزها آه عمری گذشته است... من وتو دگرگونه گشتیم... دنیا دگرگونه گشته است... در این تیره شبهای غمگین که دیگر، ندانی کجایم ندانم کجایی... چو با یاد آن روزها می نشینم... چو یاد تو را پیش روی می نشانم. دل جاودان عشقم را به دنبال آن لحظه ها می کشانم...
عشق نمیپرسه تو کی هستی؟عشق فقط میگه تو مال منی. عشق نمیپرسه اهل کجایی؟فقط میگه تو قلب من زندگی میکنی. عشق نمیپرسه چه کار میکنی؟فقط میگه باعث میشی قلب من به ضربان بیفته. عشق نمیپرسه چرا دور هستی؟فقط میگه همیشه با منی. عشق نمیپرسه دوستم داری؟فقط میگه دوست دارم
بهترین ترانه رو من از چشای تو می سازم تو قمار زندگیمون تو نباشی من می بازم اگه باشی در کنارم با تو من مالک دنیام بی خیال غربت و غم، بی خیال نور فردام دوسِت دارم دوسِت دارم توی دنیا تو رو دارم مثل آسمون که تنها امیدش چند تا ستاره ست دیدن برق نگاهت واسه من عمر دوباره ست هر سرانگشت تو یعنی قصه خوب نوازش هر نگاه عاشق تو غزل آبی خواهش جاده های مهربونی می گذره از تو نگاهت روشنه شبای تارم با خیال روی ماهت دوسِت دارم دوسِت دارم توی دنیا تو رو دارم
شمع می سوزد و پروانه به دور آن نگران من که می سوزم پروانه ندارم چه کنم ؟......
می خواهم به تو بگویم لحظه ای مرا اینچنین تصور کن ، تنهای تنها با بغضی سنگین در دل ، با هق هق های مکرر با اشک هایی بر گونه ، با شبهای بی سپیده آری اینگونه چهره ای روزگاری سهم من بود از ثانیه ثانیه گذر لحظات و تپش تپش ضربان داغ دیده ام ، اکنون به تو می گویم ، آیا تو نیز آخرین هدیه ای چنین خواهی داد به من ؟.....................
اونی که میگفت بهم عاشقمه تنهام گذاشت
من بشکنم برنجم فدای تار موهات مهم تویی نرنجی برس به ارزوهات سلام نازنین گلم خوبی فدای تو بشم دوباره بغضم توی تنهایی ترکید اما صدایی از تو نشنیدم امروز هم خیلی منتظر مندم تا شاید لحظه با تو باشم ولی حیف ولی بدون تا روزی که زنده باشم منتظر میونم تا بیایی پیشم... دوستت دارم تا ابد...
دوستت دارم بی انکه مرا دوست داشته باشی دوستت دارم حتی اگر به چشمان خیسم بخندی و بی خیال این باشی که دلم شکسته است دوستت دارم حتی اگر دلت سنگ باشد حتی اگرهیچ احساسی به من نداشته باشی ولی میدانم دلت یک دنیا محبت است و احساست مثل اب زلال وشفاف می نویسم و می گویم دوستت دارم تا باورم کنی دوستت دارم با صداقت بی نهایت تا قیامت دوستت دارم دوستت دارم
سلام ساغر من خوبی دلم برات تنگ شده خیلی دلم گرفته از یک طرف دوری تو از یک طرف دیگه مادرم حالم اصلا خوب نیست راستی این رپ و برای تو گفتم خودم گفتمش می خواستم بخونمش گفتم شاید ناراحت بشی نخوندمش ولی برات نوشتمش تا بخونی بدونی که برام عزیزترینی می خوامت تا آخرش دوست دارم از ۲ تا ۲ تا می بوسمت مواظب خودت باش منتظرتم تا یک روز بر گردی گلم ساغر دوست دارم دوست دارم بیا پیشه من دوباره نزار اشکای من باز بباره بی تو میگیرم همش بهونه شدم بی تو یه دیونه می خوام با تو باشم همیشه آخه حمید تو دیونه میشه عشقم گلم سرونازم بعد تو من به کی بنازم گفتی این هست قسمتم نگفتی چی هست با تو نسبتم ساغر من بیا کنارم بدون تو از زندگی بیزارم تو زندگی دارم فقط یه ساغر می خوام من پیشت باشم تا آخر بی تو زندگیم زندونه باز اشک رو گونه هام می مونه از دوری تو شدم مست بدون تو شدم یک بت پرست ولی یادت باشه اگه من برم نفس برات نمی مونه دم به دم می خوام بگم حرفمو بهت اگه باز م بیای میزارم دست توی دستت می دونم خودت میایی دوباره می گی دلم دیگه آروم نداره ولی بدون من منتظرم تا اون روز بیاید بگی دوست دارم دوست دارم
انتظار - اشک - امید
تحمل کردن زيباست اگر قرار باشد روزي به تو برسم انتظار اسان است اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم زندگي شيرين است اگر قرار باشد مزه ي دستان تو را بچشم مشکلات حل مي شود اگر قرار باشد روزي به پاي تو بميرم اشک ها همه به لبخند تبديل مي شود اگرقرارباشد تو را يک بار ببوسم و لبخند ها دوباره به اشک فقط اگر ببينم خيال رفتن داري اما بدان دوستت دارم از پشت اين همه فاصله از پشت اين همه حرف
صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كني
صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني
کجا بــودي وقتي برات شکستـم يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات شبا نشستم به هواي چشمـــات کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم هــر چــي که باورت نميشه ديـدم کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت خون جاي گريه از چشام ميـريخت کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد امــا به خـاطر چشات قسم خـورد کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم سوختم و از غمت خاکستر شدم خنده واسه هميشه از لبـام رفت رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت ار طرف دوستارت حمید
ای که دیدارت برایم ازعسل شیرین تراست درنبودت این دل غوغای دیدارت کند درحضورت آرزوی بوسه بررویت کند بی توغم دردل عجب سنگینی می کند بی تو چشمانم غم آلودودلم غمگین شود نازنین زندگی چوتوآیی درکنارم من همیشه شادشادم
سلام خانمی خوبی دلم برات یه ذره شده دوست دارم از ۲تا ۲تا دوستارت حمید
سلام.... عجب آدمیه ها آخر آهنگ رو بهم نداد... حالا خوبه یه آهنگ.... بیشتر نیست اینقد خودتو می گیری و نمیدی گرچه منم همچین علاقه ندارم آهنگو گوش بدم ولی خوب تو که می دونی من خیلی... (یعنی کنجکاوم) ... فعلا
گاهی آرزو می کنم کاش هرگز نمی دیدمت تا که امروز غم ندیدنت را بخورم، کاش لبخندهایت اینقدر زیبا نبود که امروز آرزوی دیدن یک لحظه از لبخندهای عاشقانه ات را داشته باشم، کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمی شد تا که امروز چشمان من به یاد آن لحظه ها بهانه بگیرند و اشک بریزند، کاش حرف دلم را بهت نگفته بودم تا که امروز با خودم نگم: آخه اون که می دونست چقدر دوسش دارم پس چرا...........؟؟
خیلی سخته عاشق کسی بشی امااون حتی ندونه دردتو ازچشات نخونه قصه غموعلت لرزش دست سردتو خیلی سخته زندگیت فنا بشه واسه دیدن یه لبخند رو لباش واسه گفتن از امیدوآرزوتوسیاهی غم انگیز شباش من نیومدم بگم عاشقتم چون ازاین حرفاپرگوش همه اشتباهه که میگن گریه مردروی زخمای تنش یه مرهمه من نیومدم بگم تو هم بیامثه قصه هابریم ازاین دیار یا که خیلی مهربون یه مدتی واسه من ادای عشقو در بیار تومی خوای برنده باشی میدونم به همه میگم ببازن جلو پات هرچی اسپنده به آتیش میکشم تاکه چشمت نزنن ،بشن فدات تو میخوای پرنده باشی میدونم،یه نفس هوای خوشبختی میخوای خودم آسمون هفتمت میشم تو فقط بگو،بگو باهام می آی
آره بازم منم همون دیونه همیشگی فدای مهربو نیات چه می کنی با سر نوشت؟ دلم واست تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم داغ دلم تازه میشه اسمت و وقتی می آرم وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر ؟ مگه نگفتم چشمات و از چشم من هیچ وقت نگیر می خوام شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن نو رشو نو بدرقه پاکی خنده هات کنن یه شب تو پاییز که غمت سر به سر دل می ذاره منم همن کسی که بیشتر از همه دوست داره
یادم میاد: وقتی بچه تر بودم یه باری که داشتم با دختر خاله ام که اسمش نگین ویک سال از من بزرگتر بودتو حیاط خونه مون بازی می کردم آخرای بازی وقتی من زمین خوردم وقتی که لجم گرفته بود اونو مقصر دونستم و م سرش داد زدم اون طفلک به گریه افتاده بود منم که انگار اشکاشو نمی دیدیم بیشتر سرش داد می زدم و جلوی همه ضایعش می کردم. یه کم که گذشت با گریه بهم گفت: ساغر تو خیلی سنگدلی واقعا که مگه من چیکارت کرده بودم؟ بهم گفت: تو اصلا احساس نداری اصلا مهربون نیستی اگه بودی اینکارو نمی کردی که بابام دعوام کنه... منم گفتم: دروغ نگو بدجنس تویی نه من؛ من هم مهربونم هم دلسوز همه رو هم دوست دارم... اون(نگین) بهم گفت: می شه بگی تو زندگیت چه کسایی رو دوست داری؟ اگه بدونی یکی خیلی دوست داره باهاش چطوری رفتار می کنی؟ من گفتم: من هر کی که دوستم داشته باشه رو دوست دارم؛ اگه هم کسی منو خیلی دوست داشته باشه قول می دم منم از اون بیشتر دوستش داشته باشم هیچ وقت ناراحتش نکنم باهاش خیلی مهربون رفتار می کنم نمی ذارم هیچ وقت غمگین باشه و... اون(نگین) گفت: ولی من اینطوری فکر نمی کنم چون تو خیلی بدجنس و لوس هستی تو اصلا بلد نیستی کسیو دوست داشته باشی...تو فقط بلدی دل همه رو بشکونی... من گفتم: حالا می بینیم که سنگدل کیه... فردای اون روزوقتی اونا(خا له ام و خانوده اش) داشتند از ساری به سمت تبریز (آخه تبریز زندگی می کردند) حرکت می کردندوقتی داشتم با نگین خداحافظی می کردم می دونستیم که تا تابستونه سال بعد همدیگرو نمی بینیم نگین بهم گفت: ساغر قول بده دیگه کسیو از خودت ناراحت نکنی و با همه مهربون باشی. منم گفتم: باشه قول می دم ولی تو هم باید قول بدی دیگه زیاد گریه نکنی!باشه؟ اون گفت:باشه اگه بفهمم باز کسیو ناراحت کردی دیگه باهات حرف نمی زنم.... اون روز اونا به سمت تبریز حرکت کردندو دیگه هیچ وقت بر نگشتند دیگه نگین رو هیچ وقت ندیدم و نمی تونم تا قیامت هم ببینمش... ولی حالا که سالها از اون روز می گذره تازه می فهمم حق با اون بود اون منو بهتر از خودم می شناخت اون راست می گفت من اصلا بلد نیستم کسیو دوست داشته باشم من نتونستم رو قولی که بهش دادم بمونم... نگین رو قولش وفادار موند دیگه هیچ وقت گریه نکرد آخه دیگه زنده نبود که گریه کنه همون روزکه اون قولو بهم داد 6ساعت بعدش از دنیا رفت.الان هم ازنگین و خانواده اش 5تا سنگ قبر باقی مونده... |
About![]()
................همه ما وارثیم، وارث عذاب عشقیم...........
Home
|